وقتی هر تیم تعریف متفاوتی از «آماده» و «تمامشده» دارد، تحویل بین تیمی به مذاکره تکراری تبدیل میشود. راهحل، نوشتن فرایند بسیار مفصل برای همه نیست؛ باید حداقل مشترک و محل انعطاف را جدا کرد.
از شکستهای واقعی شروع کنید
سه نمونه دوبارهکاری، تأخیر یا ابهام اخیر را بررسی کنید. اگر علت پرتکرار نبود معیار ورودی، مالک تأیید یا شواهد تحویل است، همان نقطه را استاندارد کنید. استانداردی که هیچ مسئله مشاهدهشدهای را حل نمیکند احتمالاً رعایت نخواهد شد.
حداقل مشترک میتواند شامل تعریف آمادهبودن، تعریف انجامشدن، نقش تصمیمگیر، مسیر استثنا و اقلام لازم برای تحویل باشد. نمودار BPMN را فقط تا سطحی رسم کنید که مسئولیت و شاخه تصمیم روشن شود؛ جزئیات کاری متغیر را به راهنما بسپارید.
یک تیم پایلوت انتخاب کنید و فرایند را در چند چرخه اجرا کنید. موارد دورزدن استاندارد را ثبت کنید: آیا آموزش کم است، قاعده نامناسب است یا ابزار اصطکاک دارد؟ استثنا باید دلیل، تأیید و موعد بازبینی داشته باشد.
نرخ دوبارهکاری بین تیمی، زمان تحویل، درصد استثنا، کارهای برگشتی به علت ورودی ناقص و زمان آنبوردینگ را بسنجید. رعایت صددرصدی فرایند اگر خروجی را کند و بیارزش کند موفقیت نیست.
نقش WKFGo
BPMN، نقشهای پیشفرض و دسترسی قابلیت در WKFGo اجرای حداقل مشترک را آسان میکنند. ابزار فرایند بد را خوب نمیکند و نباید جای اختیار حرفهای در شرایط استثنایی را بگیرد.
یک نقطه تحویل بین دو تیم را انتخاب و تعریف ورودی و خروجی آن را مشترک کنید. برای اجرای پایلوت امکانات WKFGo را ببینید یا حساب رایگان بسازید.